چرا در مقابل تجاوز به حقوق شهروندان افغانستانی سکوت می کنیم!

ایران جزو معدود کشورهایی است که بیش از ده در صد از جمعیت آن در خارج از مرزهای آن زندگی میکنند.

پدیده مهاجرت و پناهندگی به اندازه عمر جمهوری اسلامی در این گوشه از دنیا قدمت دارد.  هر چند که ما در گذشته های دور شاهد پناهندگی و مهاجرت از ایران بوده ایم، ولی در این ابعاد بی سابقه، این پدیده را نیز باید مدیون چهل سال حکومت جمهوری اسلامی و تحمیل فقر و فلاکت و سرکوب آزادی های سیاسی، اجتماعی ، سرکوب حقوق زنان، ملیت ها، مذاهب و دگرباشی و دگر اندیشی و… در این گوشه از جهان بود.

قصد من در اینجا پرداختن به این پدیده نیست، بلکه با ذپر این مقدمه قصد آن دارم که بگویم، پدیده مهاجرت و پناهندگی برای ساکنین این سرزمین، امری غریب نیست.  شاید بدون مبالغه بتوان گفت که نیمی از این جامعه در دور و اطزاف خود کسانی را میشناسند که بدلایل مختلف، ترک دیار کرده اند.

اما چگونگی برخورد با مهاجرین و پناهندگانی که از کشورهای دور و اطراف به ایران پناهنده و مهاجرت کرده اند، نشانگر برخورد کاملا ضد انسانی ساکنین این سرزمین با این شهروندان می باشد.

شهروندان افغانستانی ساکن ایران و چکونگی برخورد با آنها شاهد زنده این مدعی است.

به این نقشه نگاه کنید! اگر از شرم سر به زیر نینداختید، به پایبند بودن خود به ارزش های انسانی شک کنید.

اگر میگویید که این تقصیر قوانین کشوری و دولتی است، باز هم نمیتوانید شرمنده نباشید که در سراسر این جامعه شاهد اعتراض به آن نیستیم.

کجاست اعتراض وکلا و حقوق دانان!

کجاست صدای اعتراض روشنفکران و اهل هنر و فرهنگ؟

کجاست صدای اعتراضات مردمی؟

به خود بیاییم.  اگر در مقابل این تبعیض فاشیست گونه به شهروندان افغانستانی اعتراضی نداریم، در کنار تصویب کنندگان این قوانین و مقررات ایستاده ایم.

دیدگاهتان را بنویسید